الملا فتح الله الكاشاني

119

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

انتظار ميكشيم كه محمد بميرد و از محنت او خلاص شويم آيه آمد كه . إِنَّكَ مَيِّتٌ بدرستى كه تو متصفى بصفت مرگ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ و بتحقيق كه كفار مكه نيز مرده‌اند يعنى مآل تو و ايشان موتست پس انتظار مرگ و شماتت فانى بفانى معنى نداشته باشد . ثُمَّ إِنَّكُمْ پس از موت بدرستيكه شما ايمؤمنان و كافران يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز عِنْدَ رَبِّكُمْ نزد آفريدگار خود تَخْتَصِمُونَ خصومت خواهيد كرد در امر دين پس تو حجت‌آورى بر ايشان كه من در توحيد حق بودم و شما در تشريك باطل و من تبليغ رسالت نمودم و شما را به راه راست دعوت كردم و شما طريق لجاج و عناد پيش گرفتيد و تكذيب من كرديد و ايشان با باطل اعتذار آورند و و گويند اطاعة رؤسا و پيشوايان خود كرديم و اقتدا بپدران خود نموديم ابو سعيد خدرى گفت كه روز جمل و صفين دانستيم كه اين خصومت نيز در ميان ما باشد و ابو العاليه بر آنست كه اين آيه مخصوص باهل قبله است . فَمَنْ أَظْلَمُ پس كيست ستم‌كارتر مِمَّنْ كَذَبَ از كسى كه دروغ گفت عَلَى اللَّهِ بر خداى يعنى او را بشرك و ولد و زن نسبت داد وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ و تكذيب نمود بسخن راست يعنى بتوحيد و قرآن إِذْ جاءَهُ در وقتى كه آمد باوى آنكه تامل و تفكر نمايند در آن أَ لَيْسَ آيا نيست استفهام براى تقرير است يعنى البته هست فِي جَهَنَّمَ در دوزخ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ مكان و مقام ناگرويدگان و منكران بجهة جزاى عقيده فاسده و اعمال قبيحه يعنى سقر مقر آنانيست كه افترا كردند بر خداى و دروغ دانستند توحيد و قرآن را . وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ و آنكسى كه آورد سخن راست وَ صَدَّقَ بِهِ و آنكه تصديق نمود يعنى سائر مؤمنان أُولئِكَ آنگروه عالى شان هُمُ الْمُتَّقُونَ ايشانند پرهيزكاران نه غير ايشان سدى گفته كه مراد از اول جبرئيل است كه قرآن را از جانب حضرت عزت آورده و ثانى حضرت رسالت كه تصديق به آن نموده و بقبول تلقى فرموده و گويند كه جاء بالصدق انبيااند و صدق امم ايشان و و حافظ ابو نعيم از ابن عباس و مجاهد از ائمهء هدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده‌اند كه جاء بالصدق محمد است و صدق به على بن ابى طالب ( ع ) در خبر است كه شب معراج چون رسول را به آسمان بردند و ملكوت سماوات بر او عرض كردند خطاب رسيد كه برو و قوم خود را به آنچه مشاهده كردى خبر ده گفت خداوندا مرا تصديق نخواهند كرد از جانب عزت خطاب آمد كه يصدقك على و هو الصديق الاكبر و از مخالف و موافق نقل است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه الصديقون ثلثة حزقيل